زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
زنـدگی با مـن مـظـلـوم مـدارا نـکـنـد مرگ هم عقدهای از مشکل من وا نکند ای امید دل من تا که تو رفـتی ز برم دل مـاتـمزدهام جـز تـو تـمــنّــا نـکـنـد کارم از گریه گذشتهست، غمم نیز ز حد دل غـمـگـین مـرا نـیز تـسـلّـی نـکـنـد غمگسار دل من بعد تو جز زینب نیست غیر از او اشک مرا پاک ز سیما نکند شمعسان سوزم و زینب شده پروانۀ من آخر از سوختن، این غمزده پروا نکند این در سوخته را کز تو نشانها دارد چه کـنم تا که حـسین تو تمـاشـا نکـند مخـفـیـانه دل شب سـوی مـزارت آیـم که کسی قـبر تو را فـاطـمه! پیدا نکند «رستگار» آرزوی طوف حریمت دارد در ره کـعـبه جز این قـبله تماشا نکند |